X
تبلیغات
عشق و جزا
عشق و جزا
شاید روزی پشیمان شوی اما دیگر دیر شده و تو را راهی نیست
تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | نویسنده : سارا


وقتی پرنده ای زنده است .....مورچه ها را می خورد
وقتی می میرد..... مورچه ها او را می خورند
زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند
در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید
شاید امروز قدرتمند باشید....اما یادتان باشد،
زمان از شما قدرتمند تر است!!!!!!
یک درخت میلیونها چوب کبریت را می سازد.....
اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت برای سوزاندن
میلیونها درخت کافی است....
پس خوب باشید و خوبی کنید.......



تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | نویسنده : سارا

چقدر سخته تو چشای کسیکه تمام عشقتو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل

بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته توی خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز    سلام نتونی بگی.

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تانفهمه که

هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگری و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیرلب بگی

گل من باغچه نو مبارک



تاريخ : شنبه سوم تیر 1391 | نویسنده : سارا
بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.

* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

* آنکه خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.


تاريخ : پنجشنبه یکم تیر 1391 | نویسنده : سارا


کاش میشد لحظه ای پروازکرد                حرف های تازه اغاز کرد    

کاش می شد خالی ازتشویش بود          برگ سبزی تحفه درویش بود

کاش تا دل می گرفت ومی شکست       عشق می امد کنارش می نشست                                                   

کاش با هر دل دلی پیوند داشت       هر نگاهی یک سبد لبخند داشت                                                  

کاش لبخندها پایان نداشت                   سفرهها تشویش اب ونان نداشت                                                 

کاش می شدناز را دزدیدوبرد                 بوسه را با غنچههایش چیدو برد                                            

کاش دیواری میان مانبود                      بلکه میشد انطرفتر را سرود                                                  

کاش منهم یک قناری میشدم                درتب اواز جاری می شدم                                                  

بال دربال کبوتر می شدم                      پشت هر اواز پنهان میشدم                                                                        .                            

                         درمیان خنده ها گم میشدم



تاريخ : چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 | نویسنده : سارا

تیشه ای اختیار کن
ای فرهاد کوهکن
که معشوقه ی بیمارت
در پس بیستون
انتظار نگاهت را
به تصویر میکشد

گرچه جغد شوم شب

آوازی نو سر داده است
اما
مرغ سحر
آمدن صبح سپید را نوید میدهد

شوق وصال

عطر وجودت را به مشام رساند
آنگاه که از پس پرده خیال
نغمه عاشقانه سرمیدادی

وعده دیدار

دشت گل سرخ

تمرین عشقمان این بود :

چگونه مرا می یابی
از میان رودخانه سرخ ؟

تو میگفتی :

عطر تو عطری دگر است !

میگفتم :

آری
این عطر خود توست
که من قبل از تو یافتم ..

مژگان مهجوری



تاريخ : سه شنبه سی ام خرداد 1391 | نویسنده : سارا

کاش عشق و دوست داشتن رو با چیز دیگه اشتباه نمی گرفتیم

میگیم عاشقیم اما اونو با هوس اشتباه میگیریم و به جرم بی احساس بودن

محکوم میشویم و به دادگاه اونها مجرم

ما عشق پاک میخواهیم و اونا هوس

به این نتیجه رسیدم عشق تو این دوره زمونه دروغه

یه دروغ بزرگ که بهت میگن 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز




تاريخ : سه شنبه سی ام خرداد 1391 | نویسنده : سارا
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


تاريخ : سه شنبه سی ام خرداد 1391 | نویسنده : سارا
امروز در تمام خستگی هایم در تمام تنهائی هایم

چیزی خواندم که دیگر برای همیشه در لاک تنهائی خودم دفن شدم

چیزی خواندم که  با تمام اینکه چون کوه استوار در برابر سختی ها بودم

اما در آن لحظه چون بچه ای که به اغوش گرم نیازمند است به تنهائی خودم

اما چه سود او که نمی داند در دل من چه غوغائی است

چه آتشی نهفته است

او فقط به دنیای من تعلق دارد ولی  او

با خود چه کرد من نمی دانم و جز عذابی برای من چیزی ندارد

عذابی که ای کاش ......................



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 | نویسنده : سارا

دیگه توانی برای نوشتن ندارم دیگه دستام یاری نمیکنه

شکست؛ واژه شکست فقط برای من نوشته شده

واژه تنهائی ؛فقط به خاطر من خلق شده

باز هم شکست باز هم شکست

دیگه خسته شدم از این همه تنهائی

دیگه درمونده شدم از این همه بی کسی

یادمه پیرزن محله امون که هر وقت براش کاری انجام میدادم

میگفت پیر شی ننه میگفت ایشالله پیشونیت بلند باشه

اما اون حالا کجاست که ببینمه همونی که همیشه توی کوچه کمکش میکرد

مثل پسرها از در خونه میرفت بالا تا در خونشو براش باز کنه

حالا هیچ پیشونی نداره

حالا پیشونی بختش سرنوشتش کوتاه کوتاه

کاش بود و بهش میگفتم  ببین ؛ببین من چقدر تنهام

پس اون همه دعا که برام میکردی چی شد

همش الکی بود

همش بیخودی بود

بزرگ هم که شدم سرکار که میرم مشکل هر کی رو حل میکنم

بهم میگن الهی هر چی از خدا میخوای بهت بده

الهی حاجت روا بشی

الهی سفید بخت بشی

اما حالا اونا کجان که ببینن من با دعای اونها تنها تر از همیشه هستم

تنهاترین آدمی که خدا خلق کرده

نه رفیقی نه همدمی هیچکسی رو ندارم

چقدر سخته کسی رو دوست داشته باشی

اما.......................................................................

دیگه واسه تنهائی هام از خدا کسی رو ؛ چیزی رو نمیخوام

دیگه ازش هیچی نمیخوام چون هر وقت خواستم بیشتر ازم عزیزهامو گرفته

اونی که دوسش دارم ازم گرفته

خدا دیگه این بنده ات که همیشه امیدش تو بودی و هست

دیگه از عشق از دوست داشتن از محبت از وفا هیچی ازت نمیخواد 

فقط یه گوشه دنج تنهائی که فقط خودش باشه و رویای عشقش

یعنی اینم نمی تونی بهش بدی

دیگه آهنگ آوازای من آهنگ سرد مردنه

آهنگ سرد تنهائی 

تا ابد دوستت  دارم

نمیدونم این سوال توی ذهنم منو به بیراهه کشونده

توئی که میگی دوستم داری چرا با اولین تلنگر میری

چرا برای عشقت هیچ کاری نمیکنی

چرا سراسیمه به دنبالش نمیای

مگه دوست داشتن فقط به اینه

باید بیائی اگه فکر میکنی که واقعا دوسش داری باید بیائی

باید تموم درهای بسته رو باز کنی

عاشق واقعی یعنی این

نه اینکه با یه تلنگر تو هم بری




تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | نویسنده : سارا

امروز صدای تو می آید اما نزدیکتر

و من میشنوم نجوای دلت را

کجا می توانم با تو بگویم قصه پر غصه دلم را.................

اما , چرا همیشه ما آدمها عادت کرده ایم مدام از غم بگیم

چرا نباید با این داشته هایمان شاد باشیم

چرا باید همیشه ناله از دل بزنیم 

این بار می خواهم شاد بنویسم

چشمانم را بستم و در دنیای شاد کودکی پرواز کردم

زمانی که کنار ایوان خانه مادر بزرگ می نشستیم

و مادر بزرگ با سینی چای و نون و پنیر می آمد

چه صفائی داشت لب ایوان نشستن و نسیم دل انگیز بر روی صورتمان بازی می کرد

اما دیگه  اون روزها بر نمی گرده و مادر بزرگ دیگه نیست

نمیدونم چرا هر چی می نویسی از شادی هات هم که باشه باز یه جائی غصه میاد سراغت

باز حسرت روزهای گذشته شادی های بچگی

کاش همیشه بچه بودیم کاش

غصه نداشتیم

کاش...........................................





اسلایدر